وقت طلاست!!!

خیلی شنیده ایم که “وقت طلاست”! این جمله تقریبا از وقتی کلاس سوم ابتدایی بودم به همین شکل به خاطر دارم! خیلی برایم مسخره و نامفهوم بود! البته وقتی مشغول بازی و خوشگذرانی کودکانه بودیم قبول داشتم، ولی در بقیه موارد خیلی معتقد نبودم. تا اینکه بزرگتر شدم. وقتی سن از سی گذشت تازه فهمیدم وقت طلاست یعنی چه؟! تازه فهمیدم آدمی یکبار به دنیا می آید! تازه تازه متوجه می شدم، وقتی می خواهی کسب و کاری را راه اندازی کنی خیلی باید وقت و زمان بگذاری و زحمت بکشی، آنهم بعد از عمری زحمت، آیا جواب بدهد یا نه! کم کم متوجه شدم که می توانستم چه چیزهایی بدانم و چه چیزهایی داشته باشم، اگر دانسته های الانم را ده سال پیش داشتم!

آنجا بود که به ارزش 10 سال پی بردم! همین الان بعضی وقت ها با خود میگویم کاش قادر بودم چند نمونه آدمهای مشابه خودم داشته باشم تا به تمامی کارهایم برسم. از 8 صبح تا 2 نیمه شب، تکاپو و حرکت و هیجان!!! اما باز هم وقت کم می آورم. اکنون دیگر کار از تعارف گذشته و باید روی تک تک ثانیه های زندگی برنامه ریزی هوشمندانه ای کنم! چون ده سال دیگر، علاقه ای ندارم حسرت 10 سال قبل را بکشم!

حواسمان باشد، عمر ما از این ده سال ها ساخته شده! مراقبش باشیم! هرچند امیدمان با جمله “ماهی رو هرموقع از آب بگیری تازه س” زنده است!

یا حق!!!

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *