چرا باید درس بخوانیم؟

درس خواندن برای خیلی از ماها به عادت تبدیل شده است، خیلی از ما معمولاً درس می خوانیم که نگویند فلانی درس نخواند! خود من شاید بیشتر به دلیل FOMO یا ترس از دست دادن درس خوانده ام! ترسیده ام از اینکه اگر نخوانم چه خواهد شد؟ چه چیزهایی را ممکن است از دست بدهم! شاید هم درس خواندیم تا پدر و مادرمان در مقایسه با سایر بچه های فامل سرافکنده نشوند! خیلی از ماها از درس خواندنمان کمتر لذت می بریم! بیشتر دوست داریم در میدان رقابت و چشم و هم چشمی با سایرین، درس خواندن رشته از پیش باخته ای نباشد! اینها از عمده ترین دلایلی است که ما را مجبور کرده، حتی شده در یک دانشگاه محلی، به یک آقا یا خانم مهندس تبدیل شویم!

نگاه والدین به درس خواندن فرزند این است که کاش درس بخواند برای خودش کسی شود! اما کسی شدن، از نظر والدین مختلف متفاوت است! عموما پدر و مادر دوست دارند افق های دست نیافته زندگی خود را با فرزندانشان تجربه کنند. خیلی مهم نیست که فرزند واقعا علاقه و استعداد لازمه را دارد یا نه! پدر و مادر در مقابل هر درخواست و ابراز علاقه و یا حتی نفرت دانش آموز به تحصیل و رشته ای خاص، این جواب را قرار میدهند که بچه است و چیزی نمی فهمد! در حالیکه فراموش کرده اند که خودشان وقتی هم سن این جوان بودند، ازدواج هم کرده بودند و حتی همین فرزند را هم داشتند! اما حالا هر اظهار نظری جوابی زیبنده تر از اینکه تو نمی فهمی و یا بعدها متوجه خواهی شد نمی یابد!

با نگاهی به گذشته معاصر، با کمال تعجب تعاریف جالبی از انسان های تحصیل کرده می بینیم. پدران و پدربزرگانمان همیشه برایمان تعریف کرده اند که قدیم تحصیلکرده ها را با دست نشان می دادند! آن زمان مشکل کار نبوده و هزار منت می کشیدن که فرد تحصیل کرده ای پیدا کنند و امورات یک اداره یا شرکت را به او بسپارند. البته در کنار همه این تعاریف این را نیز شنیده ایم که تحصیلکرده های آن زمان کیفیتی دیگرداشتند. بارها یک دیپلم آن زمان را به مراتب از یک لیسانس امروزی برتر می دانستند!

اما براستی چرا باید درس بخوانیم؟ آیا درس خواندن لازمه یک زندگی خوب و مناسب برای آینده است یا خیر؟

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *